دلم گرفت از آسمون

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون
تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه
ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم
من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم

امشب از اون شبهاست که من، دوباره دیوونه بشم
تو مستی و بی خبری اسیر میخونه بشم
امشب از اون شبهاست که من، دلم می خواد داد بزنم
تو شهر این غریبه ها دردم رو فریاد بزنم

از این همه دربه دری تو قلب من قیامته
چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته
از این همه در به دری به لب رسیده جون من
به داد من نمیرسه خدای آسمون من



خواننده:معین

پِِایـیـزی

رو نیمکت بی تو

توقلب پاییزم

تا تو بیایی خونه هستم نمیریزم

رو نمیکت بی تو برگارو میشمارم

هروقت میخندم

هروقت میبارم

تو نم نم بارون یاد تو همرام

این شهر غمگین باز زیر قدم هامه

وقتی  که تو نیستی دنیا بیاد پیشم

یادت که میوفتم دل تنگ تر میشم

روزهام بدون تو مثل همن همه

هیشکی مثل تو نیست شکل غمن همه

دورو برم پره از اینو اون ولی جاتو نمیگیرن خیلی کمن همه

از تو چه پنهونی این دل شوره و غم درد

دنیامو پر کرده هر وقت شد برگرد

هروقت شد برگرد تا خوب تر باشم

تا تو بیایی هستم از هم نمیپاشم

روزام بدون تو مثل همن همــــــــــــــــــــــــــــــــــه


من دارم میمیرم

مــــن دارم مــیمِِیــرم

ولی تو آرومــــــی

من دلم طوفانه

دل تو آرومی

من همیــشه هروز واسه تو دل تــنـگم

از غم دوریتم با همه مـــیــجـــنــگـــم

تو منو تنهام نمیذاری

عشقو از تو چشمات میشه خوند

توی طوفان حسودی ها میشه زیر سایه عشق موند

من نفس گیرت شدم ایـــــکاش میشد این عشقو بهت فــهموند

کاشکی میشد غصه دوری این دلو هر روز نمی ترســوند